تبلیغات
خلیج همیشه فارس - شیخ‌نشین‌های خلیج فارس
تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391 | 11:14 ب.ظ | نویسنده : احسان شاه بیگ
با مرگ كریم خان زند و فرارسیدن سومین هرج و مرج در ایران كه با درگیری‌های آقا‌محمدخان قاجار با روسیه در گرجستان همراه شد، انگلستان وضعیت خود را در خلیج پایدارتر كرد.
انگلستان به بهانه‌ی مبارزه با برده‌فروشی و دریازنی امیران شارجه و رأس‌الخیمه را، كه به قواسم یا جواسم مشهور بودند، طی جنگ‌هایی(1819-1808) به تسلیم شدن واداشت. سرانجام، جواسم در 22 دسامبر 1819، پرچم سفید تسلیم را برافراشتند و خود را تحت‌الحمایه(در پشتیبانی) بریتانیا قرار دادند. در آن زمان، فتحعلیشاه پادشاه ایران بود و بی‌لیاقتی او سبب شد كه استعمار بریتانیا بتواند به همه هدف‌های استعماری خود برسد.

با آن‌كه حاكمان بحرین و دیگر شیوخ خود را خراجگزار ایران می‌دانستند و حاكمان فارس علاوه بر فرمان‌روایی بر ایالت فارس خود را حاكم همه‌ی جزیره‌های خلیج‌فارس می‌دانستند، دولت انگلیس با بستن قرارداد با حاكمان ساحل جنوبی، آن‌ها را متعهد كرد كه بدون اجازه‌ی انگلستان با هیچ دولتی ارتباط سیاسی برقرار نكنند.

با بستن قرارداد سری 1903 بین ‌روس و انگلیس و كشف نفت در مسجد سلیمان و دیگر جاهای خلیج‌فارس انگلستان یك نیروی دریایی نیرومند در آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان مستقر كرد.

با آغاز جنگ اول جهانی كشتی‌های نفت‌كش انگلیسی همواره حامل نفت به اروپا و آمریكا بودند. پس از پایان جنگ اول و دوم جهانی به علت آن كه ملت‌های آسیایی و آفریقایی از خواب بیدار شده و نهضت‌های ضد استعماری خود را آغاز كرده بودند، انگلستان بر آن شد كه خط‌مشی استعماری به شیوه‌ی‌ گذشته و اشغال خلیج‌فارس را رها سازد و پس از انعقاد قراردادهای دو جانبه با هر یك از شیخ‌های منطقه، آن‌جا را ترك كند.

انگلستان در سال 1930 كوشید حكومت یك‌پارچه‌ای از كویت، عدن و دیگر شیخ‌نشین‌ها تشكیل دهد، ولی وجود اختلاف بین رهبران این سرزمین‌ها از یك سو و مخالفت جدی رهبران سعودی با تشكیل این فدراسیون، برنامه‌ریزی انگلستان را به دشواری انداخت.

پس از قیام مردم ایران و ملی شدن صنعت نفت، انگلستان برای جلوگیری از تكرار چنین نهضتی در سواحل نفت‌خیز جنوبی، تصمیم گرفت كه در 1925 میلادی، فدراسیونی از امارات عربی تشكیل داده وحتی در نظر داشت كه امیرعبدال، ولیعهد عراق، را به ریاست این فدراسیون منصوب كند. ولی دشمنی خاندان صعودی با خاندان هاشمی عراق سبب شد كه بار دیگر بریتانیا از این كار منصرف شود.

در 16 ژانویه 1968 میلادی،‌ هارولد ویلسن، نخست‌وزیر آن زمان انگلیس، اعلام كرد كه انگلستان تصمیم دارد كه تا سال 1971 همه‌ی نیروهای خود را از شرق سوئز بیرون ببرد.

در پی این تصمیم بود كه انگلستان ضمن تماس با شیوخ ابوظبی، دبی، شارجه، عمان، ام‌القوین، فجیره و رأس‌الخیمه، زمینه را برای زمان پس از بیرون رفتن خود از این منطقه فراهم ساخت و آن‌ها را ترغیب به اتحاد با یكدیگر كرد.
سرانجام، در 19 ژانویه 1968 میلادی امارات دبی و ابوظبی اعلام كردند كه برای مشاركت در بنیان سیاست خارجی و دفاع و امنیت و آموزش و بهداشت و تابعیت واحد با یكدیگر متحد خواهند شد. به دنبال این اعلامیه شیوخ دیگر نیز علاقه خود را به شركت در این اتحادیه اعلام كردند.

در دوم دسامبر 1971 حكمرانان شش امیرنشین به شرح زیر در امارات دبی گردهم آمدند و با امضای پیمان‌نامه‌ای امارات متحده عربی را تشكیل دادند:

1. شیخ زایدبن سلطان آل نهیان، امیر ابوظبی
2. شیخ راشدبن سعید آل مكتوم، امیر دوبی
3. شیخ خالدبن محمدالقاسمی، امیر شارجه
4. شیخ احمدبن حمیدالنعیمی، حاكم عجمان
5. شیخ احمدبن راشدالمعلا، حاكم ام‌القوین
6. شیخ محمدبن محمدالشرقی، حاكم فجیره

پس از زمان اندكی، با پیوستن شیخ صفربن‌محمدالقاسمی،
حاكم رأس‌الخیمه، به آن پیمان، شمار امیرنشین‌های این اتحادیه به هفت امیرنشین افزایش یافت.

اما امیر قطر كه در نظر داشت پس از بیرون رفتن نیروهای انگلیس از آن سرزمین به اتحادیه‌ی امارات متحده‌ی عربی بپیوندد، از نظر خود برگشت و این سرزمین از سال 1971 به صورت كشوری مستقل درآمد.

در همین سال، بحرین، كه از دوران باستان بخشی از خاك ایران به شمار می‌آمد، با پشتیبانی دولت انگلستان از ایران جدا شد و به صوت كشوری مستقل در آمد.



  • قیمت دلار بازار آزاد
  • سوپر من
  • ضایعات